الملا فتح الله الكاشاني
203
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
اسرار صدور باخبر است و مراد بلطيف در اين مقام ايصال منافع است ببندگان بر طريقى كه در يافتن آن دقيق باشد بر ايشان ابن عباس فرمود كه لطيف يعنى مهربان و نوازنده است شيخ جنيد را گفتند كه لطيف بچه معنى است فرمود آنكه با دوستان لطف كند تا درآيند و با دشمنان لطف نمايد تا آشنا شوند و باصطلاح متكلمين لطف فعلى استكه مكلف بسبب آن بطاعة اقرب باشد و از معصيت ابعد و هر لطف كه باعث طاعت باشد آن را توفيق گويند و اگر زاجر معصيت باشد آن را عصمت خوانند و در كشف معنى لطف بر اين وجه آورده كه نعمة به قدر خود دهد و شكر به قدر بنده خواهد و بعضى گفتهاند كه لطيف آنست كه علم شاملش محيط غوامض مصالح بود و حكمت باهرهاش مشتمل بر عوايد منافع و از اينجاست كه يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ روزى ميدهد هر كرا ميخواهد بر حسب مصلحت خفيه پس مخصوص ميسازد هر يك از بندگان را بنوعى از نعمة و صنفى از مكرمة كه مقتضى حكمة او باشد همچنانكه يكى را ولد عطا ميفرمايد و ديگرى را نعمتى كه به صاحب ولد نداده ميدهد حاصل كه همهء بندگان مبرورند و هيچكدام از خوان احسان او خالى نيستند پس هر يكى را بنوعى از نعمة محظوظ و بهرهمند ميدارد و اگرچه در ضيق و وسعت و قلت و كثرة بر تفاوت مراتباند وَ هُوَ الْقَوِيُّ و اوست بسيار توانا در لطف و مرحمة الْعَزِيزُ غالب در اراده در وجه حكمة و مصلحة كه هرگز گرد مغلوبيت بر دامن كبرياى او ننشيند . مَنْ كانَ يُرِيدُ هر كه باشد كه اراده نمايد در دنيا حَرْثَ الْآخِرَةِ كشت آنسراى را يعنى عملى كه موجب ثواب آخرة او باشد پس به جهت اين در اينسراى تخم ايمان در زمين دل بكارد و به آب عمل صالح آن را بپرورش درآورد تا بر آن را در عرصه قيامت بردارد نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ بيفزايم مر او را در كشت او خير يعنى بدهيم آن را بعوض آن از ده تا هفتصد و زياده بر آن وَ مَنْ كانَ يُرِيدُ و هر كه باشد كه خواهد حَرْثَ الدُّنْيا كشت دنيا را يعنى مقصد اصلى و از آن حصول امتعه دنيويه باشد نُؤْتِهِ مِنْها بدهيم او را نصيبى از دنيا بر حسب حكمت و مصلحت وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ و نيست مر او را در سراى آخرة مِنْ نَصِيبٍ هيچ بهرهء مراد مشركانست كه همت ايشان مصروفست بر جميع امتعه دنيويه حاصل كه هر كه از براى آخرة عمل كند در عمل خود موفق شود و ميامن بركات او بروزگار او رسد و در آخرة حسنات او مضاعف گردد و هر كه عمل او براى دنيا باشد روزى مقدر به او رسد اما بر آن وجهى كه مدعاى او باشد و او را در آخرة هيچ حظى و بهرهء نباشد و گويند كه اين آيه در حق اهل جهاد واقع شده كه بعضى از ايشان كه منافق بودند به قصد غنيمت بغزا ميرفتند و جمعى كه اهل ايمان بودند به قصد ثواب جهاد